سیاست اطاعت و شیءوارگی: آیا میتوان وجه مشترکی میان نظریه لوکاچ و دولابوئتی (واضع نظریه نافرمانی مدنی) یافت؟

شیءوارگی[۱]، مفهومی مرکزی در نظریه انتقادی مکتب فرانکفورت است. متفکران نسلهای مختلف این مکتب، همچون هابرماس و اکسل هونت، تفاسیر متفاوتی از شیءوارگی را برای نقد مفاهیم مختلف سلطه و بحرانها از دیدگاههای مختلف رهاییبخش، بسط دادهاند. (O’Kane، 2021). مفهوم شیءوارگی که از آراء مارکس تحت مفهوم «از خود بیگانگی» نشات گرفته است، در کار […]
ازخودبیگانگی و ملالتهای دوران مدرن از نگاه مارکس، دورکهایم و وبر

در این مقاله مفهوم از خودبیگانگی مارکس و نقدهای دورکهایم و وبر به دنیای مدرن و آشفتگیهای ناشی از آن بررسی شده است.