ضمیرِ ناآگاهِ اقتصادِ سیاسی

ضمیرِ ناآگاهِ اقتصادِ سیاسی
نویسنده: اسلاوی ژیژک، مترجم: محمدمهدی مشایخی، ویراستار: حسین متقی
این نوشته یکی از مقالات ویژهنامهٔ «ضمیر ناآگاه سیاسی» در نشریهٔ «گییرمو دِ اُکام» است که اسلاوی ژیژک در آن از خلال مفاهیمی همچون رانه، ضمیر ناآگاه و سازوکارهای اقتصاد سرمایهداری، به تحلیل پیوندهای نظری مارکس، فروید و لکان میپردازد و استدلال میکند که منطق حرکت سرمایه در نظریهٔ مارکسی، همانند رانه در نظریهٔ فرویدی است، جایی که تکرار نه برای رسیدن به هدفی معین، بلکه بهعنوان یک اجبار ساختاری عمل میکند: سرمایه نیز یک سازوکار بیسر و خودکار است که که کارگزارانش را فارغ از منافع شخصیشان همچو ابزاری برای بازتولید همواره بیشتر به کار میگیرد. مقاله میکوشد نشان دهد که فهم سرمایهداری مستلزم درکی از سازوکارهای ناآگاهِ آن است، چرا که نظام سرمایه نه صرفاً بر کنشهای فردی، بلکه بر منطقی مستقل از فاعلانِ خود استوار است که همچون رانه، خود را از طریق تکرار بیپایان بازتولید میکند.
دربارهٔ یک گسست از پدر

دربارهٔ یک گسست از پدر
فروید هنگام بررسی ادیان توحیدی چندان به اسلام توجهی ندارد و گاه نیز به نظر میرسد که ادعاهایی مسئلهدار نسبت به آن میکند. فتحی بن سلامة، روانکاو فرویدی-لکانی، دیدگاهی دربارهٔ آغازگاههای اسلامی ارائه میدهد که خوانشی انتقادی و همچنین تکمیلی برای پروژهٔ فکری فروید محسوب میشود. از نظر او، اسلام یک وضعیت دودمانی خاص را از یکتاپرستی یهودی-مسیحی به ارث برده است و به همین جهت از همان ابتدای ظهورش در قرن شش خود را با الهیاتی ضدّ پدرانگی مقدس و از این رو با خصیصهای ضدّ روانشناختی عرضه داشته است. بن سلامة با تأکید بر جداییِ پدر از خدا در اسلام، و بهطور ویژه با توجه به سوژهای که نتیجهٔ این جدایی است، جستوجویی روانکاوانه را پیش میگیرد که بهتعبیر خودش تنها یک شروع است برای درک برخی معانی ضمنی ایمان به خدای یگانهای که «بودن» و «واقعیت» است.
تابوی بکارت

کمتر خصلتی از حیات جنسی مردمانِ بدوی، به اندازۀ نسبت ایشان با بکارت و اهمیت ندادن به دوشیزگی زنان، برای ما چنین غیرعادی و سردرگم کننده بوده است. ارزش و مقبولیتی که خواستگار زن برای باکرگی او قائل است، چنان برای ما جا افتاده و بدیهی بنظر میرسد که بدست دادن دلیلی بر معیار ها […]