دربارهٔ یک گسست از پدر

گسست از پدر

دربارهٔ یک گسست از پدر
فروید هنگام بررسی ادیان توحیدی چندان به اسلام توجهی ندارد و گاه نیز به نظر می‌رسد که ادعاهایی مسئله‌دار نسبت به آن می‌کند. فتحی بن سلامة، روانکاو فرویدی-لکانی، دیدگاهی دربارهٔ آغازگاه‌های اسلامی ارائه می‌دهد که خوانشی انتقادی و همچنین تکمیلی برای پروژهٔ فکری فروید محسوب می‌شود. از نظر او، اسلام یک وضعیت دودمانی خاص را از یکتاپرستی یهودی-مسیحی به ارث برده است و به همین جهت از همان ابتدای ظهورش در قرن شش خود را با الهیاتی ضدّ پدرانگی مقدس و از این رو با خصیصه‌ای ضدّ روانشناختی عرضه داشته است. بن سلامة با تأکید بر جداییِ پدر از خدا در اسلام، و به‌طور ویژه با توجه به سوژه‌ای که نتیجهٔ این جدایی است، جست‌وجویی روانکاوانه را پیش می‌گیرد که به‌تعبیر خودش تنها یک شروع است برای درک برخی معانی ضمنی ایمان به خدای یگانه‌ای که «بودن» و «واقعیت» است.