بهیاد آوردن آینده؛ در باب زمان، تخیل و اخلاق

بهیاد آوردن آینده؛ در باب زمان، تخیل و اخلاق
نویسنده: نینا وباب
در نوشتار پیشرو با بهرهگیری از رویکردِ ساختگشایی (deconstruction)، نشان میدهم که منازعاتِ به ظاهر سیاسیِ امروزین که سه تخیلِ متفاوت از زمان ارائه میدهند ـ چرخه بازگشت، لحظه نهایی و دگرگونی تدریجی ـ در افقی گستردهتر شباهتهای قابل توجهی با ساختارهای زمانیِ متون ایرانی دارند. در این ساختارها، گذشته بر اکنون تقدم مییابد، اکنون بر آینده پیشی میگیرد و نظم زمانی به مثابه نظمی نسبتا پایدار و قابل پیشبینی تصور میشود. هر سه روایت، با وجود تفاوتهای ظاهری، در نهایت همین آرایش زمانی را بازتولید میکنند و ناخواسته از ذخیرههای دیرینه تخیل زمانی بهره میگیرند. هدف نوشتار این است که از خلالِ خوانش ساختگشایانه نشان دهد که این نظمِ به ظاهر پایدار، همواره با تنشها و شکافهای درونی همراه است و میکوشد تا پیشفرضها، تناقضها و سلسلهمراتبهای تنیده در این ساختار زبانی-فکری را آشکار کند. شاید که از پسِ آن، لحظه تصمیمناپذیر (undecidability) پیشروی ما قرار گیرد؛ لحظهای که در آن بنیانهای به ظاهر بدیهیِ این تخیلهای زمانی متزلزل میشوند. تنها در چنین گسستی است که امکان تصمیم پدیدار میشود؛ تصمیمی که نه بر مبنای پیشفرضهای تثبیتشده پیشین، بلکه به مثابه امری گشوده رو به آینده سربرمیآورد.
اپیزود ۱۷ – سیاست اخلاقی – وفا مهرایین

گفتگو با وفا مهرآیین در پادکست ایران آکادمیا با موضوع «سیاست اخلاقی» کتابی نوشته جُرج لیکاف و در دست ترجمه از سوی وفا مهرآیین. این اپیزود را بر روی یوتیوب و اسپاتیفای به صورت تصویری و بر روی دیگر پادگیرها، صوتی دنبال کنید.
این گفتگو در ماه می ۲۰۲۳ انجام شده و در تاریخ ژوئیه ۲۰۲۳ پخش میشود.
هابس و دو چهرهی اخلاق

ابیزاده در این نوشته به این مسئله میپردازد که چگونه اخلاق خودمحورانهی یونانی که مبتنی بر خیر شخصی بود به اخلاق مدرن گذر کرد. او استدلال میکند که رفتهرفته گذاری از اخلاق مبتنی بر خیر شخصی به اخلاق مبتنی بر خیر مشترک شکل گرفت. در مسیر عبور از اخلاق یونانی به اخلاق مدرن، خیر شخصی در میانهی یک خیر مشترک قرار میگیرد؛ در این رویکرد به اخلاق، در نهایت، این خیر مشترک است که برسازندهی خیر شخصی است، حتی اگر نیاز باشد که در سازگاری با آن خیر شخصی زیر پا گذاشته شود. در دورهی مدرن هابس قدمی فراتر میگذارد و بیان میکند که اصلاً ممکن است خیر مشترک در تضاد با خیر شخصی قرار داشته باشد. برای همین هابس روی دو مفهوم الزام/obligation و قرارداد/ contract تأکید کرد که به موجب آنها ما در برابر یکدیگر مسئول و پاسخگو هستیم. هابس وضعیت طبیعی را وضعیتی میداند که در آن ما در برابر یکدیگر الزامی نداریم و در صورتیکه کسی مرتکب خطایی شود کسی مسئولیتی برای ملزمکردن او بر عهده ندارد، هرچند میتواند او را نقد یا سرزنش کند و یا از خودش در برابر او دفاع کند. در مقابل، او قرارداد را پلی میداند به ملزمشدن و مسئولیتپذیرشدن دیگران در برابر یکدیگر، چنانچه که اگر کسی نقض قرارداد کند، دیگران به موجب همان قرارداد مسئول و ملزماند که شخص ناقض را سرزنش و مجازات کنند. تصویر جلد کتاب ابیزاده نیز بیانگر این نگرش دوسویه به اخلاق است. در سمت راست پرودنتیا قرار دارد که شخصاً در برابر دیگران مسئول است و تصویر سمت راست جاستیتیا است که قانوناً در برابر دیگران مسئولیت دارد. ابیزاده توضیح میدهد که همانند تصویر جلد کتاب که پرودنتیا و جاستیتیا به آغوش یکدیگر در آمدهاند این دو چهرهی اخلاق نیز در نهایت یکدیگر را به آغوش گرفتند.
پیتر سینگر
سیلا بن حبیب

سیلا بنحبیب، عضو شورای افتخاری بینالمللی ایران آکادمیا، فیلسوف و استاد علوم سیاسی و فلسفه در دانشگاه ییل