بر اساس دیدگاه فرهنگی-تاریخی شناخت انسان، فرایندهای شناختی برتر منشا اجتماعی دارند و از نظر ساختار پیچیده و سلسله مراتبی هستند. این نظریه فرض میکند که این فرایندها در فعالیت کودک در درون یک زمینه و شرایط فرهنگی-تاریخی خاص بسط مییابند…
…رویکرد فرهنگی-تاریخی در عصبروانشناسی معاصر، بازتحلیل و تفسیر مجدد سندرمهای کلاسیک عصبروانشناختی را پیشنهاد میکند. همچنین به تحول روشهای ارزیابی جدیدتر مطابق با شرایط زندگی بیمار کمک میکند. و مفهوم مغز اجتماعی را به عنوان یک عامل تعیینکننده و تنطیمکننده اجتماعی و فرهنگی عملکرد مغز مورد بازنگری قرار میدهد…
…اشکال پیچیده شناخت واسطهمند هستند و در نتیجه نیاز به دخالت عناصر خارجی مانند اشیاء و نمادها دارند. در نتیجه، فرایندهای روانشناختی برتر همگی مبتنی بر یک نظام پیچیده از واسطهها هستند که هم برونسازی شده و هم درونی شدهاند.